غزلی زیبا از سعدی(ره)
هر دم کــه در حضــــور عــزیزی بــرآوری
دریـاب کـز حیات جهان حاصـل آن دم اسـت
نه هــر کـه چشم وگوش ودهان دارد آدمیست
بــــس دیـو را که صــورت فرزنـد آدم است
آنـست آدمـی که در او حـــسن ســــیرتی
یا لطف صورتیست دگر حــــشو عـالـم است
هـــرگــز حـسد نـبرده و حـسرت نخوردهام
جـز بــر دو روی یـار مـوافـق کـه در هم است
آنان کـــه در بــهار بــه صـحرا نـمــیروند
بوی خوش ربیع بر ایــشان مــحرم اســـت
وان سنــگ دل کـه دیـده بدوزد ز روی خوب
پنـدش مـده کـه جهل در او نیک محـکم است
آرام نیـــست در همــه عــالم بــه اتـفـاق
ور هسـت در مــجــاورت یـار مـحـرم است
گـر خـون تـازه مــــیرود از ریــش اهل دل
دیدار دوســـتان که بــبیـنند مـرهم اســت
دنـیا خوشســت ومــال عزیزست و تن شریف
لیکن رفیــق بر هــمه چــیزی مــقدم است
مــمسک بــرای مــال همــه سـاله تنگ دل
سعدی به روی دوســت هــمه روزه خرم است
در این وبلاگ قصد داریم در باره گروه مثنوی تربت جام که چندین سال است فعالیت خود را آغاز نموده مطلب بنویسیم.از خداوند توفیق داشتن ادب را طلب می کنیم.