لحظه دیدار نزدیک است...

باز پیـك روضه ی رضــوان عشق

خواند ما را جانب سلـــطان عشـق

كای همایون طائر عرش آشیان

وقت آن شد تا شوی مهمان عشق

   حج نسیم دعوت الهی برای شرکت در مهمانی عشق و در راه وصال معشوق سرود عشق خواندن است ؛ حرکتی از روی ارادت ، به هدایت و عنایت حق. از سرزمین خشک و بی عاطفه ی نیستی قدم در هستی جاودانه گذاشتن است. آنجا که باید غسل کنی و احرام جان ببندی پیش ازآنکه غسلت دهند و برتو نماز گزارند باید «موتوا قبل ان تموتوا» را مفهومی تازه بخشی ،وضو سازی و  نماز گزاری بر هرآنچه که بوده ای .

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق             چهار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست   حافظ

      باید تار های تعلقات را زیر خاکستر قرون دفن کنی و سبکبال به پرواز در آیی و خلیلانه مستانه از هردو جهان درگذری ، صوفیانه صفای دل و مروه ی جان را طی کنی و به یاد بیاوری که هنوز اسماعیل تشنه است و عاشقانه بر عرفات معرفت برآیی با گام های بلند و استوار تا ندای ابراهیم(ع) را از هزاره های دور بشنوی و با آن اقیانوس عظیم یکدل و یک زبان گردی : «لبیک اللهم لبیک ...»خدایا ،گویی اسرافیل در صور دمیده است و هنگامه ی دادرسی فرارسیده است هیچ کس به کار دنیایی مشغول نیست اموال او، علایق دنیایی او، همه و همه از او جدا شده اند و تنها پارچه ای سفید ، این تمامی ثروت اوست؛ آری گویی صحرای محشر است  و  اینک زمان رفتن به مشعرالحرام ، اینجا کمینگاه نبرد است باید در فکر مهیا کردن وسیله ی نبرد باشی تا در برابر شیاطین مغلوب نگردی ابراهیمی شوی و بت های همه ی عالم را بشکنی و  بدانی که مبارزه ای بزرگ همیشه در برابر توست و آن جهاد با نفس است ،صدای اذان صبح به تو نوید می دهد که برخیز و سلاح برگیر زیرا  از آن روز که ابراهیم (ع)به شیطان سنگ انداخت و جنگ با شیطان رسما آغاز گردید این جنگ ادامه دارد و خواهد داشت و تو باید پیروز شوی و ....

در بارگه جلالت ای عــذر پــذیــر             دریاب که من آمده ام زار و حقیر

از تو همه رحمتست و از من تقصیر             من هیچ نیم همه تویی دستم گیر