در ضرب المثل های فارسی نیز که قسمتی از ادبیات فارسی به شمار می آیند این موضوع را میتوان به وضوح شاهد بود .ضرب المثل های گوناگونی که کلمه هند یا هندوستان در آن به کار رفته است .

در مثنوی حضرت مولوی نیز پر کار برد ترین سرزمین ناحیه هندوستان می باشد که احتمالا دوستان در مطالعه دو دفتر اول مثنوی پی به آن برده اند .حکایت های مختلفی که که به نوعی به هندوستان اشاره دارد .مطلب حاضر سعی دارد تا به برخی علل پرداختن مولوی به هندوستان بپردازد .

آنچه که در مورد کشور هندوستان و علت به کار بردن آن توسط شعرای مختلف از جمله حضرت مولوی به ذهن نگارنده مطلب می رسد عبارتند از :

1- بعد جغرافیایی (دوری مسافت ) : از آنجا که سرزمین هندوستان فاصله نسبتا زیادی با برخی از نقاط ایران و از جمله قونیه محل سکنی حضرت مولوی داشته است خواه نا خواه کشوری راز آمیز به نظر می امد که هاله ای از ابهام اطراف ان را فرا می گرفته و در نتیجه می توانسته موضوع جایی برای پرداختن به برخی نکات عرفانی و آموزشی باشد .

این نکته را باید توجه داشت که در گذشته سفرها به چه شیوه ای صورت می گرفته است و اطلاع مردم از سرزمین ها ی دور دست بسیار اندک بوده و همین اطلاعات اندک سبب می شده تا نسبت به این سرزمین نوعی ابهام رمز الود به وجود آید حتی آنان که چون مولوی از مطالعات و جهان بینی وسیعی بر خور دار بوده اند از هندوستان چنین تصوری را ارائه داده اند .

شاید سوال به وجود آید که سرزمین های دور تر از هند نیز بسیار است اما چرا مولانا به آنا ن اشاره ای نکرده است .گرچه حضرت مولوی به سرزمین چین نیز اشاراتی دارد اماسایر سرزمین ها ویژگی های دیگری که در هندوستان می باشد را دارا نبوده اند که در ادامه به آنان اشاره خواهد شد .

2-ریشه های مشترک عرفان اسلامی و بودایی :اکثرمحققانی که در عرفان اسلامی به تحقیق پرداخته اند در یک مورد توافق دارند و آن این است که ریشه های عرفان اسلامی کشور هند و فرهنگ بودایی حاکم بر آن می باشد که پس از آمدن به سرزمین ایران رنگ و بوی اسلامی گرفته است . فرهنگ دنیا گریزی وپرداختن به ماوراء در بین هندیان سابقه دیرینه دارد و شخص بودا نیز از اولین کسانی بود که خود تخت سلطنت را رها کرد و به سیر آفاق و انفس پرداخت و پس از سپری کردن سالیان دراز به مرحله آگاهی و روشنایی رسید و بودا شد که شبیه این موضوع را در تاریخ سرزمین خودمان نیز میتوانیم مشاهده کنیم .

پس شاید بتوان چنین عنوان کرد که سرزمین هندوستان به نوعی موطن اصل عرفان اسلامی بوده است که هر از گاهی شاعران عارف به ان

اشارهای می کرده اند

حکایتها وداستانهای مشترک را هم میتوان در آثار بزرگان هر دو سرزمین مشاهده کرد به عنوان مثال داستان معروف فیل در خانه تاریک را می توان به نوعی در سخنان بودا مشاهده کرد .

به هر حال این قرابت و نزدیکی سبب شده است که شاعران مختلف به سرزمین هندوستان نگاه ویژه داشته باشند شاعرانی همچون مولوی و سنایی شاید سرآمدان آنها باشند .

حکایت طوطی و بازرگان که در دفتر اول مورد مطالعه قرار گرفت بهترین گواه این مطلب است .همان درد و فراق و هجرانی که طوطی از سرزمین هند دارد انسان را به یاد نی نامه شروع مثنوی می اندازد که چگونه نی از فراغ موطن اصلی خود حکایت های سوزناک سر میدهد واز دوری و هجران آن شکایت می کند .

به هر حال کاربرد این واژه در اشعار مولوی نسبتا زیاد بوده که از یک نگاه سطحی به ان افکنده شد فقط لفظ هندوستان حدود سی بار در مثنوی بکار رفته است .این جدا از واژگانی است که به نوعی به این سرزمین ارتباط داشته است و این حکایت از توجه خاصی است که مولوی به جانب سرزمین راز ورمز و همراه با عجایب هندوستان داشته است .

3- ریشه های تاریخی ایران وهند : این مسئله نیز می تواند از علل پر کاربرد بودن سرزمین هندوستان در اشعار حضرت مولوی باشد به هر حال بر کسی پوشیده نیست که قوم آریایی وقتی از موطن اصلی خود مهاجرت کردند به چند شاخه تقسیم شدند که شاخه ای به ایران آمده و تمدن این سرزمین را بوجود آوردند .گروهی نیز به هندوستان رفتند و در آن سرزمین ساکن شدند و دسته ای دیگر راه اروپا را در پیش گرفتند .شاید همین عامل یعنی گوهر و نژاد مشترک از عواملی باشد که در شعر فارسی و بخصوص شعر مولانا از این سرزمین زیاد یاد شده است و آن را از دیگر مکانها متمایز ساخته است .

مولف میخانه نوشته است :این مثل میان عالمیان اشتهار سر شاری دارد که هر که یک نوبت گشت هند نمود و از این ملک فیاض برداشت وقتی که به ایران رفت اگر در راه این سرزمین و بلاد نمیرد البته در آرزوی این خاک مراد می میرد .

ملا محمد سعید اشرف مازندرانی می گوید :

رو به سوی هند شبها در وطن خوابیده است                   

هر که عیش و عشرت هندوستان را دیده است

نوشته شده در تاریخ :یکم اردیبهشت ماه یکهزارو سیصدو هشتاد وشش

 سعیدجامی